انگار به فکر کردن خیلی عادت کردم. بالاخره همیشه یک موضوع هست برای فکر کردن. جالب تر از آن این که معمولا چیز هایی که آدم زیاد به شان فکر می کند اتفاق می افنتد. پس همیشه باید خوب فکر کرد، تا لذت برد. البته مانده تا لذت بردن را در چه ببینیم. در این دنیا چیز های زیادی برای اینکه از آنها لذت ببریم وجود دارد. اما، لذت را در کجا باید جست؟
برای یک نفر لذت در آن است که هر بازی روزی که می آید سریع تهیه کند. برای یک نفر لذت در آن است که جدید ترین فیلم هایی که هنوز اکران نشده اند ببیند. برای یک نفر گردش و تفریح لذت است. برای یک نفر کنار دوستان خود بودن لذت است. برای یک نفر کنار خانواده ی خود بودن، لذت است. برای یک نفر به پدر و مادر احترام گذاشتن لذت است. لذت برای یک نفر خدمت به خلق است.
درکش از ما خارج است، می دانم. برای یک نفر نماز خواندن لذت است. برای یک نفر نماز شب خواندن لذت است. برای یک نفر ایستادن در مقابل حرم امام رضا(ع) و لبخند زدن لذت است. لذت برای یک نفر خلاصه شده است در سلام دادن به پرچم عباس. لذت برای یک نفر تشنه ماندن است. لذت برای یک نفر نگاه کردن به ماه، در شب قبل از عملیات است. لذت برای یک نفر شهادت است. لذت برای یک نفر تشنه شهید شدن است.
کجای کارم؟ حتی جای آن رود هم نبودم که در حسرت بوسه اش بمانم... .